|
دست نوشته های جوانی که در عشق پیر شد
|
حرفها بغض گرفته شمع روشن
میسوزاند / میمیراند
شاهان همه رفتند خاکها به جا ماند
شاه وگدا مردند دنیا به جا ماند
همنفسم منو تو میرسیم گرداب . داب . آب
به بهمن که افتاد خرداد۱۳۶۸تا قناری
مردند شاهان خاکها به جاماند
شاه وگدا مردند دنیا به جا ماند