آشکارا داد بادم بر سزمین خرمنی از کاه
پیرمرد شده کوهی از خاک اما هنوز میخواند
(توای پری کجایی که رخ نمینمای)
آه که این روز ها پایان میابد اما چگونه
تنها/بی همتا
شکسته تر میشوم برایت تا
این که بتوانم بوی گر گرفته اتاق را تحمل کنم
+
نوشته شده در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 12:20 توسط جلیل
|