هر وقت گلی را بو کردی هرگز اونو نگاه نکن چون اگه نگاهتو به خاطر بسپاره شوق دوباره دیدنت اونو پرپر میکنه زندگی به من اموخت که دست دادن معنی رفاقت نیست بوسیدن قول ماندن نیست و عشق هرگز ضمانت تنها شدن نیست. داشتم اشکهايم را روي نامه اي عاشقانه با قطره چکان جعل ميکردم خاطرم آمد شايد دلتنگ خنده هايم باشي ببخش اگر اين روزها عشق با گريستن ثابت ميشود به نام خدا خالق انسان . به نام انسان خالق غم ها . به نام غم ها به وجود اورنده ي اشك ها . به نام اشك تسكين دهنده ي قلب
.........................................................
اینو یه دوست واسم میل کرد گفتم شاید شمام خوشتون بیاد
+
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 19:25 توسط جلیل
|
آشکارا داد بادم بر سزمین خرمنی از کاه
پیرمرد شده کوهی از خاک اما هنوز میخواند
(توای پری کجایی که رخ نمینمای)
آه که این روز ها پایان میابد اما چگونه
تنها/بی همتا
شکسته تر میشوم برایت تا
این که بتوانم بوی گر گرفته اتاق را تحمل کنم
+
نوشته شده در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 12:20 توسط جلیل
|