|
دست نوشته های جوانی که در عشق پیر شد
|
وای بر من که کدامین گناهم را ندیدم
ستاره ها را تماشا کن چگونه برای معشوق خود
آشفته بی پروا راز میگویند
آما این که من میگ.یم یا تو باور نداری
نمی دانم

به دردهای طاقت فرسا باید خندید
تا آنجا که مار گزیده شوی
مرگت را با تمام وجود احساس کنی
احساسم که کنی کسی درک نخواهدت کرد تاببیند
که چه خواهی کشید
تمام نا تمامم تمام میشود روزی
شکی در آن نیست
خوش /خش/ خاشاک/ باشی
دیگر از خنده به هق هق افتاده ام گویا دارم گریه میکنم
بازهم ایجا تمام میکنم
(م ر گ)

تیک تاک /تیک تاک
فضا فضای تنهای ممنوع
ممنوع به معنای ایست بازرسی
و حال در این تنگنا بمانی تنها
آری حسرت یک لحظه نگاه
درنگاهم به نگاهت
که بدانی بمانم در کنارت
اما...