|
دست نوشته های جوانی که در عشق پیر شد
|

شروع با کلمات فروخرده
عقم گرفتهبالا نمیآورم
کلمات تندیس شده برقلبم
که پرستش میشود در عظمت
فرو رفتن در عمق خاکی دل
آیا دروغ نمی گویی برایم که دوستم داشتی
سالهاست که این گونه نرقصیده بودم
حال که اجبار به رقص است تا میتوانم
زیبا/شکوهمند/بی همتا میرقصم
اما هنوز مورچه بر روی مغزم مماس با زمین قدم ...
ع ز ی ز