|
دست نوشته های جوانی که در عشق پیر شد
|
اگرمی خواهید رویتان به زمین نخورد
اگر می خواهید دوباره شما را ببینم
تقاضای نسیه نفرمایید
این جا یک تکرار مکرر/بی معناست
ای با خدا تو که عشق را بد میدانی پس چرا عاشقی میکنی
عشق من را می خواهی/ آن هم نسیه !!!!
وآی/دیگه بغض عاشقی روحمو نوازش نمی کنه
دیگه باید عاشق باشم تا بدونم که...
حیف حیف که چقدر من نا چیرم در برابر تو ای...
این جوانکه.../تازه به دوران رسیده
زندگی هرگز نیست یاری گر بازیگر
بیاتا.../نمی دانم چرا سیاه پوشی
من نه توام/نه تو...
هر دو یکی هستم ولی ...
آه ای سیاه پوش سپید
کدامین حرف را بگویم که گونه هایت.../سرخ/سپید/شاید هم
اه/ بازم سیاهه...؟
اصلا ببینم
تو چرا هنوزسیاه پوشی سیاه پوش بی جامه...؟
زیر تابوت هم/مرده یا...
می میرد/می پوسد
حتی تابوت خالی هم مرده
بدون این که مرگی باشد!
دگر جگر گوشه او هم.../ تف...؟!
حتی تابوتت را هم دوست میدارم
تا غنچه شوی ببینی استفراغ کردنم را...
باز هم روی تنهاییم بالا اورده ای؟
متهم ردیف اول؟.../!
۱
متهم به بالا آوردن روی یک اسکلت تنها هستیدکه درعشق...
۲
متهم به نامردی کسی که در وجودت/بله
عجب بویی می دهد/به به چه گل بدون غنچه ای شکفته
ساکت
این دادگاه /نمی دانم
عجب دادگاهی/ چه حالت تهوعی
حتی گل بدون غنچه هم می فهمد که این جای بو دادن نیست
می رود توی لک مانند قناری
ممتهم ردیف دوم ؟.../!
۱
متهم به استفاده نا به هنجار از ویلچر
اعتراضی داری؟به چه جرمی
منهم فلجم آوخ قلبم...؟!
دیدی فلجم؟....!
دیگر /گل پژمرده شد باز هم بدون غنچه
چه اسکلت نامردی/جای تو این جاست؟
پس جای من کجاست ؟
تو بگو...
رفتن دل پیش تو برایم دل تنگی می آفریند
/نمی آفریند
اصلا برایم مهم نیست که تو چه فکر خواهی کرد
دیگر برای چه سوال می کنم
که/وقتی خاطراتم را می بینم حالت تهوع...
نمی گذارد /...
بیا باز هم تو کنارم روانشناسی چهره ام
خوب /بد اگه خوب بود دیگه بازهم
دوست دارم