تبليغاتX
تنها و خسته
دست نوشته های جوانی که در عشق پیر شد
این شعرتو یه خورده نسبت به بقیه فهمیدم ولی در کل نفهمیدم خب نخند از ادبیات خشم نمی یاد خیلی دوست دارم بای گلم موفق باشی

منم نفهمیدم نخند دیگه

سلام عزیز چطوری تولد وبلاگت مبارک
ببخش دیر اومدم

عزیز من چرا دیگه چیزی نمی نویسه؟

سلام عزیز منما نگو چقدر پرو بازم نفهمیدم

دیوونه

خیلی باحال بودافرین

دوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووست دارم

.................................................................

میدونم هنوز دوسم داره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

یادش بخیر عزیز

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 20:8  توسط جلیل  | 

میخوام بگم دوست دارم

کنار نبضم قلب تو

سرخ رگت منم

کنار گونه رخت لبی نظاره میکند

لبی به سرخ رگت نگا نگا نگاه میکند

میخواد بگه دوسش داره

شاید کنار سرخ رگ رخی نظاره میکند

شاید رگی به سرخ رگم بوسه بوسه بوسه میزند

میخوام/میخواد/بگم/بگه/بگیم

دوسش داریم

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 20:42  توسط جلیل  | 

خیالم به تو ای پری کجایی؟

حرفها بغض گرفته شمع روشن

میسوزاند / میمیراند

شاهان همه رفتند خاکها به جا ماند

شاه وگدا مردند دنیا به جا ماند

همنفسم منو تو میرسیم گرداب . داب . آب

به بهمن که افتاد خرداد۱۳۶۸تا قناری

مردند شاهان خاکها به جاماند

شاه وگدا مردند دنیا به جا ماند

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 10:43  توسط جلیل  | 

هر وقت گلی را بو کردی هرگز اونو نگاه نکن چون اگه نگاهتو به خاطر بسپاره شوق دوباره دیدنت اونو پرپر میکنه زندگی به من اموخت که دست دادن معنی رفاقت نیست بوسیدن قول ماندن نیست و عشق هرگز ضمانت تنها شدن نیست. داشتم اشکهايم را روي نامه اي عاشقانه با قطره چکان جعل ميکردم خاطرم آمد شايد دلتنگ خنده هايم باشي ببخش اگر اين روزها عشق با گريستن ثابت ميشود به نام خدا خالق انسان . به نام انسان خالق غم ها . به نام غم ها به وجود اورنده ي اشك ها . به نام اشك تسكين دهنده ي قلب

.........................................................

اینو یه دوست واسم میل کرد گفتم شاید شمام خوشتون بیاد

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 19:25  توسط جلیل  | 

آشکارا داد بادم بر سزمین خرمنی از کاه

پیرمرد شده کوهی از خاک اما هنوز میخواند

(توای پری کجایی که رخ نمینمای)

آه که این روز ها پایان میابد اما چگونه

تنها/بی همتا

شکسته تر میشوم برایت تا

 این که بتوانم بوی گر گرفته اتاق را تحمل کنم

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 12:20  توسط جلیل  |